شيخ حسين انصاريان
114
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
او سر مىزند ، پناه به خدا از چنين سفرى و واى به حال چنين مهمانى ! طواف چون شروع به طواف نمايد ، بايد هيبت و عظمت و خوف و خشيت و رجا و عفو و رحمت سراسر وجود او را بگيرد ، اگر جوارح خارجيه نلرزد اقلًا دلش بلرزد ، مثل آن ملائكه كه حول عرش دائماً به اين نحو طواف مىكنند و بايد ملتفت باشد كه طواف منحصر به طواف جسمانى نيست ، بلكه يك طواف ديگرى هم هست كه طواف حقيقى اوست كه آن را طواف قلبش گويند به ذكر رب البيت و اصيل بودن آن براى اين است كه اعمال جسمانيه را امثلهء آن ها قرار دادهاند كه انسان از اين ها پى به آن ها ببرد ، چنانكه مضمون روايت است . و بايد بداند كه هم چنان كه بىقطع علاقه از امور غير الهى نمىتوان به اين خانه آمد ، آن كعبهء حقيقى هم چنان است . در بوسيدن حجر و ملصق شدن به مستجار و استلام حطيم و دامن كعبه را گرفتن بايد حال او حال مقصرى باشد كه از جريمه فرار كرده و به صاحب اصلى حق ملتجى شده كه از تقصيراتش بگذرد ، اين است كه گاهى دست و پايش را مىبوسد ، گاهى دامن او را مىگيرد ، گاهى خود را به او مىچسباند ، گاهى گريه مىكند ، گاهى او را به عز اشخاص قسم مىدهد ، گاهى تضرع مىنمايد كه بلكه او را از اين مهلكه نجات دهد ، خصوصاً اگر كسى باشد كه انسان بداند غير او ملجأ و پناهى نيست . چون به سعى آيد بايد سعيش اين باشد كه اين سعى را به منزلهء تردد در خانهء سلطان قرار دهد به اميد عطا و بخشش .